تبليغاتX
همقدم با هاجر




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


همقدم با هاجر

 

روز پدر

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:22 توسط نیره سلیمی| |

 

 

 

یک ساله شدیم...

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:37 توسط نیره سلیمی| |

 

شبی که به مدینه می رسیم شب میلاد فاطمه(س) است...شور و هیجان و جشن که البته ما به خاطر خستگی نمی توانیم زیاد بهره ببریم... فردا شب هم بچه ها  در جلسه کاروان جشن کوچکی می گیرند... اولین بار در این سفر حسرت می خورم که ای کاش شکلات با خودم آورده بودم...

 

در مسجد النبی، نزدیک به خانه فاطمه (س) می نشینم و فکر می کنم به فاطمه و به مزار پنهانش و این که شاید نزدیک تر از آن باشد که فکرش را می کنم...سرم را روی زمین می گذارم و به سقف مجلل مسجد خیره می شوم...باز سقف حصیری مسجد پیامبر(ص) یادم می آید...

دختری سفید پوش مرا به خود می آورد ، دانه دانه خم می شود و برای همه شکلات می گذارد...نذر فاطمه (س) است...از کیفش می فهمم که او هم دانشجوست...لبخندی رد و بدل می شود و می رود...

 

یکی دو روز بعد که به مسجد شیعیان می رویم هنوز تزئینات مسجد برای ولادت فاطمه(س) برجاست...

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:56 توسط نیره سلیمی| |


Design By : Night Skin